عباس اقبال آشتيانى

209

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

روم را داشت چون اطاعت مغول را پذيرفته بود از طرف هولاگو و اباقا به حكومت آن ممالك منصوب شد . پيش از آنكه هيتوم از اردوى اباقا ببلاد خود برگردد فرستاده‌اى كه او قبلا به دربار اباقا فرستاده بود به قلمرو معين الدّين پروانه رسيد و پروانه كه خيال داشت دختر هيتوم را به ازدواج خود درآورد با فرستادهء او در اين خصوص گفتگو كرد . آن فرستاده به پروانه اطمينان داد كه اگر او در موقع رسيدن هيتوم از او پذيرائى شايان به عمل آورد هيتوم از اجابت مسئول او استنكاف نخواهد ورزيد . پروانه نيز به همين ترتيب با هيتوم معامله كرد و مقدم او را سخت گرامى داشت و به او هدايائى تقديم كرد به شكلى كه هيتوم از اين‌همه گرمى و ملاطفت در تعجب شد و چون بر مكنون خاطر پروانه اطلاع يافت ظاهرا به آن امر رضا داد ولى اجراى مراسم عروسى را موكول به آزاد شدن لئون پسر خويش كرد و به ارمنستان آمد . كمى بعد از مراجعت هيتوم دخترى كه اسما نامزد پروانه شده بود مرد و پروانه كه بر تعلل و ظاهرسازى هيتوم مطلع شده بود از اين پيشامد در غضب شد و كينهء هيتوم را در دل گرفت و بعدها براى آنكه در كار ادارهء مملكت مستقل باشد به دستيارى امراى مغول پسر غياث الدّين كيخسرو يعنى ركن الدّين قليج ارسلان را در سال 666 كشت و پسر چهار سالهء او را به اين مقام برگزيد . در سال 669 اباقا سنقر الاشقر را كه در حوالى سمرقند بود پيش هيتوم فرستاد و هيتوم او را باحترام تمام و هدايائى نفيس روانهء خدمت بيبرس كرد ، بيبرس هم در عوض لئون را به همين ترتيب پيش پدر فرستاد . هيتوم در سال 669 با بيبرس قرار گذاشته بود كه پس از تسليم سنقر و گرفتن لئون پسر خويش از در صلح درآمده بعضى از قلاع كه در تصرف دارد ببيبرس واگذارد و رود جبحان سرحد بين ممالك اسلامى و بلاد هيتوم گردد . چون سنقر تسليم شد و لئون خلاص يافت هيتوم نيز مطابق قرارداد رفتار كرد . لئون هم بامر پدر ببغداد به خدمت اباقا رفت تا از ايلخان سپاسگزارى كند و بنا به خواهش پدر استدعا نمايد كه هيتوم را بمناسبت پيرى از سلطنت معاف و لئون را بجاى او به اين مقام منصوب نمايد ، اباقا نيز چنين كرد و لئون جانشين پدر گرديد .